محمد قنبرى

342

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

صدرالمتألهين براى رفع اين اشكال دو راه حل پيشنهاد مىكند : 1 . مقصود از روايت دوم ، روايتگرى است كه عالِم به زواياى حديث نباشد . بنابراين ، اگر كسى در كنار نقل احاديث ، آگاه به محتوا و مداليل آنها نيز باشد ، برتر از هفتاد هزار عابد است و گرنه ، برتر از هزار عابد است . 2 . مقصود از هزار يا هفتاد هزار ، بيان كثرت است و مرز عددى مقصود نيست ؛ چنان‌كه مردم براى بيان تفاوت فاحش از چنين الفاظى استفاده مىكنند و مىگويند كه فلان كالا هزار برابر از آن يكى برتر است . مقصود آنها خصوصيت هزار نيست ، بلكه كثرت اين تفاضل است . « 1 » 6 . برداشت‌هاى دقيق بايد صدرالمتألهين را غواص درياهاى ژرفِ انديشه دانست . عمق و ذوق در افكار اين مرد بزرگ مىجوشد و مطالعه آثار اين حكيم نستوه نشان مىدهد كه اين آثار ، سرشار از نشاط فكرى و ذوق سرشار مؤلف است . گويا او با غواصى همراه شده كه انسان را با خود همراه ساخته و تلاش مىكند كه گوهرهاى بس قيمتى را - كه در اعماق آب‌ها از چشم‌ها پنهان مانده - با شادى و شعف وصف‌ناشدنى - كه حكايت از شيدايى خود او دارد - به آدمى نشان دهد . او در مقدمهء شرح اصول الكافى آورده است : من در ميان روايات به صدف‌هاى علمى در درياى حكمت و عرفان برخورده‌ام كه لبالب است از جواهر گرانبهاى حقايق ايمانى ، و لؤلؤهاى معانى قرآن در دل آن صدف‌ها پنهان است . . . من در برهه‌اى از زمان در اسرار معانى آن به تأمّل و تعمق پرداختم . « 2 » در اينجا دو نمونه را از برداشت‌هاى دقيق و قابل تحسين صدرالمتألهين ذكر مىكنيم : 1 . وى پس از نقل روايت آفرينش عقل ، يعنى نخستين مخلوق خداوند و استنطاق

--> ( 1 ) . شرح اصول كافى ، ج 2 ، ص 55 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 168 .